گروه مقاله : مهارت های یادگیری
تاريخ انتشار : 1397/05/05
كد :179

یادگیری معنادار (meaningful learning) چیست؟

یکی از دلایل مهم نفهیدن مطالب و محتواهایی که دریافت می کنیم، بخاطر عدم وجود یادگیری معنادار می باشد. در این مقاله، ضمن توضیح یادگیری معنادار، به کاربرد آن در موقعیت های آموزشی و یادگیری نیز اشاره خواهیم کرد.

چرا گاهی اوقات از آنچه که مطالعه می کنیم، تماشا می کنیم، گوش می دهیم یاد نمی گیریم؟

چرا با خواندن طولی وار مطلبی، آن را نمی فهمیم و قادر به یادگیری آن نیستیم؟

چرا مخاطبان ما (دانش آموز، یادگیرنده، فراگیر، دانشجو، کارآموز) آنچه را که ارائه می دهیم را نمی فهمند؟

و

چرا بعضی حرفهایی دیگران به ما می گویند برای ما قابل فهم نیست؟ و به اصطلاح آنها را نمی فهمیم؟

پورفسور دیوید آزوبل (David Ausuble ) از دانشمندان حوزه روانشناسی شناختی یکی از مهمترین پاسخ ها به سوالات بالا را عدم یادگیری معنی دار عنوان می کند.

تمام اطلاعاتی که ما دریافت می کنیم زمانی معنی دار و قابل فهم خواهد بود که بتوانیم آن را با آنچه که قبلا در ذهن داریم مرتبط سازیم. اگر اطلاعات پیش نیاز لازم را نداشته باشیم و یا قادر به سازماندهی و مرتبط ساختن اطلاعات به یکدیگر نباشیم، اطلاعات به صورت طوطی وار در ذهن ما باقی می ماند.

برای یادگیری معنی دار هر موضوعی لازم است در ابتدا ما اطلاعات و داده های کافی را در ذهن مان داشته باشیم، آنچه آزوبل از آن به عنوان ساخت شناختی (Cognitive Structure) یاد می کند.

ساخت شناختی به دانش های کلی و عمده فرد در یک زمینه بخصوص علمی و تحصیلی دلالت می کند.

برای مثال، اگر می خواهیم یک بحث اقصادی را یاد بگیریم لازم است اطلاعات کلی دربارۀ آن داشته باشیم تا بتوانیم آنچه را که دریافت می کنیم به آنها مرتبط سازیم. زمانی که فاقد آن اطلاعات لازم باشیم، اطلاعات جدید همچنان برای ما مبهم باقی خواهند ماند.

آنچه تا اینجا متوجه شدیم این است که یادگیری معنی دار ایجاد ارتباط میان مطالب تازه و مطالب قبلا آموخته شده است.

زمانی که اطلاعات جدیدی را دریافت می کنیم هم اطلاعات قدیمی ما گسترش یافته و تغییر خواهد کرد و هم اطلاعات جدیدی معنای تاز خواهد یافت.

برای مثال زمانی که ما از کشور برزیل تنها فوتبال آن را می شناسیم، و با کسب اطلاعات جدید از ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن، نوع ذهنیت ما نسبت به پیشرفت و یا توسعه ورزش و فوتبال شان نیز تغییر خواهد کرد.

دیوید آزوبل فرایند جذب اطلاعات جدید به اطلاعات قدیمی یا ساخت شناختی را شامل شدن یا شمول نامیده است. به عبارت دیگر اطلاعات قدیمی شامل اطلاعات جدید خواهد شد. اما گاهی اوقات ما اطلاعات کلی لازم را در اختیار نداریم بنابراین لازم است اطلاعات مرتبط را پیدا کنیم که از آن به عنوان شمول همبستگی نام برده می شود.

 

چگونه می توانیم از این نظریه استفاده کنیم؟

یکی از مهمترین کاربردهای این نظریه در محیط آموزشی مانند دانشگاه و مدرسه می باشد.

معلمان و مدرسان قبل از آموزش مفاهیم جدید، باید از این نکته اطمینان یابند فراگیران اطلاعات پیش نیاز لازم برای فهمیدن مطالب جدید را دارند. برای اینکار می توانند در ابتدای دوره آموزشی، سال یا ترم تحصیلی یک آزمون یا سنجش آغازین انجام دهند. این آزمون به ما کمک می کند تا از میزان آگاهی فراگیران از مطالب پیشین اطلاع پیدا کنیم.

البته مهمتر از آشنایی با میزان آگاهی فراگیران با مطالب پیش نیاز، خود مدرس یا آموزش دهنده باید روی موضوع مسلط باشد. کسی که روی موضوع آگاهی کافی و کاملی نداشته باشد نمی تواند بخوبی پیش نیازهای هر مطلبی را تشخیص دهد. بنابراین قبل از آن باید تحلیل تکیف انجام داد.

تحلیل تکلیف یعنی تمام اجزاء و مفاهیم مرتبط با یک موضوع را شناسایی کرد و سپس بر اساس پیش نیاز- پس نیاز سازماندهی کرد.

دکتر قاسم تبار (عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی)

نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
در خبر نامه ما عضو شوید
برای اطلاع از آخرین مطالب و اخبار سایت کافیست ایمیل خود را ثبت کنید
     
.
درباره خود شکوفا

خودشکوفا با بهره مندی از اساتید، محققان و منابع علمی معتبر در تلاش است تا با ارائه بهترین و کاربردی ترین مطالب در قالب فیلم، پادکست، مقاله، سخنرانی، کارگاه اموزشی و غیره در زمینۀ مهارت های ارتباطی، یادگیری، آموزشی، و تربیتی به همه کمک کند تا ابراز وجود موثری در جامعۀ خود داشته باشند.

telegram instagram aparat linkedin

تمام حقوق این سایت متعلق به گروه علمی و آموزشی خودشکوفا است