گروه مقاله : مهارت های آموزشی
تاريخ انتشار : 1398/11/2
كد :363

نگاهی به 7 نظریه مهم در تدریس

چگونگی تسهیل یادگیری و ارائه یک تدریس یا آموزش موثر همیشه یکی از عوامل مهم در نظریه های پردازی های علمی مرتبط بوده است.

بسیاری از اقدامات و کارهای انسانی در زندگی روزمره و محیط های انسانی زمانی قابل دفاع است که بر مبنای نظریه های علمی باشد. بر همین اساس یکی از عوامل مهم پیشرفت کشورهای توسعه یافته انجام کارها و اقدامات بر اساس نظریه های علمی است.

چگونگی تسهیل یادگیری و ارائه یک تدریس یا آموزش موثر همیشه یکی از عوامل مهم در نظریه های پردازی های علمی مرتبط بوده است.

در حالی که برخی از نظریه ها از قلمرو انتزاعی خودشان فراتر نرفته اند، بسیاری از آنها توانسته مبانی عملی خوب و کاربردی برای تدریس موثر فراهم کنند. و آموزش دهندگان و معلمان بسیاری از آن در تدریس خود استفاده کرده و بهره جستند.

در ادامه به برخی از نظریه هایی که می تواند کمک زیادی به اجرای آموزش و تدریس موثر کند و پشتوانۀ علمی بوده و تا کنون در آموزش و یادگیری بسیار بکار برده شد، اشاره می گردد.

نظریه هوش های چندگانه

نظریۀ هوش های چندگانه که توسط هاوارد گاردنر مطرح شد، بیان می کند که انسان دارای هشت هوش مختلف است: موسیقایی، دیداری- فضایی، کلامی-زبانی، جنبشی –حرکتی، میان فردی، درون فردی، و طبیعت گرایانه.

بنابراین با توجه به این نظریه، باید به این توجه داشت که اگر دانش آموز یا یادگیرنده ای در یک زمینۀ خاص توان یادگیری و استعداد ندارد به معنی عدم توانایی او در مهارت ها و حوزه های یادگیری دیگر نیست.

این نظریه دنیای یادگیری و آموزش را دگرگون کرد و امروزه بسیار از معلمان از کتاب ها و برنامه های درسی که بر اساس هوش های چندگانه است استفاده می کنند.

مقاله های مرتبط:

هوش های چندگانۀ گاردنر و ویژگی هایشان

استفاده از هوش های چندگانه در کلاس درس

اهداف آموزشی بلوم

این طبقه بندی توسط آقای بنجامین بلوم در سال 1956 مطرح شد.

بر اساس این طبقه بندی نتیجۀ یک آموزش و برونداد یادگیری نمی تواند خارج این طبقه ها یا توانایی ها باشد: دانستن، فهمیدن، بکاربستن، تحلیل، ترکیب، ارزشیابی.

در این طبقه بندی دانش پایین ترین سطح یادگیری، و ارزشیابی در بالاترین سطح آن است و آموزش دهنده برای دستیابی به هر کدام از طبقات باید طرح درسی و شیوۀ آموزشی خاص خود را داشته باشد. همچنین این طبقه بندی راهنمای بسیار خوبی برای ارزشیابی یادگیری فراهم کرده است و با توجه به ارزشیابی می توان فهمید که آیا یادگیرنده به سطح مورد انتظار رسیده یا خیر.

منطقه رشد تقریبی و تکیه گاه سازی

دانشمند روسی لو ویگوتسکی نظریه های آموزشی مهمی را مطرح کرد؛ اما دو تا از مهمترین آنها منطقۀ رشد تقریبی (Zone of Proximal Development -ZPD) و تکیه گاه سازی یا داربست بندی (scaffolding) است.

محدوده تقریبی رشد به تفاوت میان آنچه یادگیرنده می‌تواند بدون کمک دیگران و آنچه وی می‌ تواند با راهنمایی و تشویق یک همراه ماهر یاد بگیرد، اشاره دارد.

بدین ترتیب عبارت تقریبی proximal) ) به مهارت­‌هایی اشاره دارد که یادگیرنده به یادگرفتن و مهارت یافتن در آن­ها «نزدیک» است.

محدوده تقریبی رشد به صورت زیر تعریف شده است:

حد فاصل میان سطح واقعی رشد که توسط مهارت حل مسئله به‌صورت مستقل، تعیین می‌ گردد و سطح بالقوه رشد که به‌وسیله حل مسئله با راهنمایی بزرگسالان یا همیاری با همسالان توانمندتر تعیین می‌گردد.

بسیاری از اوقات آنچه معلمان و مدرسان ارائه می دهند بسیار پایین تر از توانایی واقعی یادگیرندگان است. بنابراین و با توجه به این نظریه باید بالاترین سطح توانایی یادگیرندگان را شناسایی کرد و با فراهم کردن شرایط مناسب و کمک های لازم به پیشرفت سریع تر آنها کمک کرد.

نظریه دوم تکیه گاه سازی است. بر اساس این نظریه، برای اینکه دانش آموزی بتواند یک مسئله سخت را حل کند باید به تدریج او را راهنمایی کرد تا جاییکه خودش بطور مستقل بتواند مسائل مشابه را حل کند و یا مفهومی را بفهمد. بنابراین در آموزش مفاهیمی که علیرغم متناسب بودن با توانایی دانش آموزان، درک یا فهم آن مشکل است نباید آنها را رها کرد بلکه باید با راهنمایی های مناسب او را در مسیر درست فهم و ادراک قرار داد.

طرحواره و ساختن گرایی

نظریه طرحوارۀ ژان پیاژه روانشناس سوییسی می گوید زمانی که دانش جدید را بر اساس دانش پیشین یادگیرندگان ارائه دهیم یادگیری سریعتر و عمیق تر خواهد بود. این نظریه از معلمان می خواهد تا در زمان ارائه آموزش پیش دانسته های یادگیرندگان را در نظر بگیرند.

البته این نظریه بطور متداول در بسیاری از مدارس اجرایی می شود؛ زمانی که معلمان قبل از تدریس درس جدید از دانش آموزان راجبه آن سوال می پرسند.

مقالۀ مرتبط: طرحواه (schema) چیست؟

بر اساس نظریه ساختن گرایی، یادگیری از طریق فعالیت ذهنی و تجربه یادگیرندگان اتفاق می افتد.

در کلاس درس مبتنی بر ساختن گرایی دانش آموزان بیشتر از طریق انجام دادن یاد می گیرند تا دریافت منفعلانۀ اطلاعات. همانطور که اشاره شد انجام دادن لزوما به معنی فعالیت فیزیکی نیست. برای مثال قبل از این مفهوم جدیدی را به دانش آموزان آموزش دهیم بهتر از آن ها بخواهید با جستجو در اینترنت و یا کتابخانۀ مدرسه فهم خود را از مفهوم تقویت کرده و دربارۀ آن یاد بگیرند.

رفتارگرایی

طرفداران مکتب رفتاری معتقد بودند که نهایتاً همه چیز در قالب رفتار قابل مشاهده و سنجش است و رفتار را هم می‌توان با پاداش، تنبیه و شرطی سازی و مهندسیِ سایر عوامل محیطی، تغییر داد. به عبارت دیگر همه رفتارها پاسخی به محرکات بیرونی هستند.

بر اساس رفتارگرایی، یادگیری و رفتار دانش آموزان از طریق تقویت مثبت مانند پاداش ها، تحسین ها، و جوایز ایجاد و بهبود می یابد.

نظریه رفتارگرایی همچنین بیان می کند تقویت منفی، به عبارت دیگر، تنبیه، باعث می شود کودکان رفتارهای نامطلوب را تکرار نکنند.

نظریه رفتارگرایی غالبا بخاطر عدم توجه به حالت های ذهنی و شناختی یادگیرندگان مورد انتقاد قرار گرفته و می گیرد.

 

نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
در خبر نامه ما عضو شوید
برای اطلاع از آخرین مطالب و اخبار سایت کافیست ایمیل خود را ثبت کنید
     
.
درباره خود شکوفا

خودشکوفا با بهره مندی از اساتید، محققان و منابع علمی معتبر در تلاش است تا با ارائه بهترین و کاربردی ترین مطالب در قالب فیلم، پادکست، مقاله، سخنرانی، کارگاه اموزشی و غیره در زمینۀ مهارت های ارتباطی، یادگیری، آموزشی، و تربیتی به همه کمک کند تا ابراز وجود موثری در جامعۀ خود داشته باشند.

telegram instagram aparat linkedin