گروه مقاله : مهارت های ارتباطی
تاريخ انتشار : 1397/01/25 - 17:17
كد :126

کارهایی که هیجانات برای ما می کنند

این ایده که تفکرات بر هیجانات حکمرانی می کنند با گذشت زمان محبوبیتش کم شد، بویژه در رشته هایی نظیر روانشناسی و عصب شناسی

فیلسوف رنه دکارت و جمله معروف او، "من فکر می کنم پس هستم"، مبنایی برای مدرنیسم یا نوگرایی ایجاد کرد. مدرنیسم به همراه خود این مفروضه را آورد که تفکرات بر هیجانات غالب هستند و پیچیده ترین ویژگی انسانی هستند.

امروزه، بسیاری هنوز اعتقاد دارند که شناخت سلطان است و اینکه عاقلانه ترین کار این است که ما هیجانات خود را کنترل کنیم. در حیطهِ سلامت روان، رویکردهای درمانی محبوب مانند درمان شناختی- رفتاری و درمان عقلانی-هیجانی-رفتاری، تفکرات را بعنوان مهم ترین عنصر درنظر گرفته اند. (نگاهی شود به مقالۀ: هوش هیجانی یا عقلانی: کدامیک مهمتر است؟)

تایید روزافزونِ اهمیت هیجانات

این ایده که تفکرات بر هیجانات حکمرانی می کنند با گذشت زمان محبوبیتش کم شد، بویژه در رشته هایی نظیر روانشناسی و عصب شناسی. هوش هیجانی اصطلاحی است که توسط یک روانشناس معروف به نام دنیئل گولمن(Daniel Goldman) در کتابش با همین عنوان معروف شد، و از آن زمان توجه زیادی را به خود جلب کرده است. هوش هیجانی یعنی با هیجانات خودمان و دیگران در تماس باشیم، و بدانیم که چطور می توان در تصمیم گیری و رفتار بهترین استفاده را از هیجانات کرد.

درمان هیجان مدار یکی از روش های زوج درمانی است که بیشترین تحقیقات روی آن انجام شده، و همانطور که نام آن نشان می دهد، این رویکرد تمرکزی قوی بر تجربه هیجانی هر زوج دارد. یک عصب شناسی و پژوهشگر که برروی هیجانات کار می کند به نام آنتونیو داماسیو(Antonio Damasio)، به اهمیت تکاملیِ هیجانات اشاره می کند و می گوید که ما بهمان اندازه که می توانیم عطسه کردن خود را متوقف کنیم، می توانیم هیجانات خود را نیز متوقف کنیم.

علی رغم اینکه افراد اغلب اعتقاد دارند که ما می توانیم هیجانات خود را شکست دهیم، اما باید بگوییم که نمی توانیم و این قضیه صحت ندارد. همانطور که بطور عمومی توجه بیشتری به هیجانات می شود، در حیطة سلامت روان نیز تمرکز بیشتری روی هیجانات بوده است.

هیجانات برای ما چه کار می کنند

حیطه هیجانی مغز ما که به آن آمیگدال می گویند، سیگنال هایی را بر اساس شرایطی که در آن قرار داریم به بدن ما ارسال می کند.

چنین سیگنال هایی ما را آماده می کنند که با شرایطی که با آن مواجه هستیم کنار بیاییم و مقابله کنیم.

مادری را تصور کنید که میبیند کودکش به خطر افتاده است: ترس او باعث می شود سیلی از هورمون ها و مواد شیمیایی مغزی بدنش را فرابگیرد، و ناگهان درنتیجة این فرایند فیزیولوژیکی او قوی تر، سریع تر و تیزتر می شود. ما باید از ساختارهای مغزی که به هجیانات مربوط می شوند به خاطر امنیت کودک او ممنون باشیم.

البته هنوز هم سوالات بی پاسخ بسیاری درمورد هیجانات وجود دارند. اما با توجه بیشتر به این جنبه حیاتی از تجربه انسانی، دانشمندان درحال فراگیری اطلاعات بیشتری درمورد هیجانات هستند.

تجربه جسمانی ما از هیجانات

دانشمندان فنلاندی در تلاش برای کسب اطلاعات بیشتر درمورد هیجانات افراد چندین فرهنگ مختلف دریافتند هیجانات به شیوه ای نسبتا فراگیر در بدن های آنها نقش دارند. اگرچه پاسخ دهندگان از نظر جسمانی هر هیجان را کاملا بطور مشابه تجربه نمی کردند، اما پژوهشگران یافتند که از نظر جسمانی الگوهای مشترکی در تجربه هیجانات اساسی وجود دارد.

مثلا افسردگی احساسات را در سراسر بدن کند می کند، درحالی که ترس حس های موجود در ناحیه سینه را تشدید می کند. شادی و عشق دو تجربه ای هستند که سراسر بدن را فعال می کنند.

این پژوهش این تصور را محتمل تر می کند که عشق می تواند ما را مداوا کند.

این یافته ها همچنین همسو با این ادعای داماسیو است که می گفت مغز بطور هشیار هیجانات را بر اساس شرایط فیزیکی که تجربه می کنیم، شناسایی می کند.

 

نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
در خبر نامه ما عضو شوید
برای اطلاع از آخرین مطالب و اخبار سایت کافیست ایمیل خود را ثبت کنید
     
.
درباره خود شکوفا

خودشکوفا با بهره مندی از اساتید، محققان و منابع علمی معتبر در تلاش است تا با ارائه بهترین و کاربردی ترین مطالب در قالب فیلم، پادکست، مقاله، سخنرانی، کارگاه اموزشی و غیره در زمینۀ مهارت های ارتباطی، یادگیری، آموزشی، و تربیتی به همه کمک کند تا ابراز وجود موثری در جامعۀ خود داشته باشند.

telegram instagram aparat linkedin