گروه مقاله : مهارت های ارتباطی
تاريخ انتشار : 1397/03/02 - 17:52
كد :145

خود افشایی (Self-Disclosure ) چیست و چه تاثیری روی روابط دارد؟

وقتی شما با فرد جدیدی ملاقات می کنید، آیا از آن دسته افرادی هستید که جزئیات شخصی و خصوصی زندگی خود را سریعا افشا می کنند؟

وقتی شما با فرد جدیدی ملاقات می کنید، آیا از آن دسته افرادی هستید که جزئیات شخصی و خصوصی زندگی خود را سریعا افشا می کنند؟

یا آیا کسی هستید که چنین اطلاعاتی را نگه می دارد و تنها با افراد اندک و انتخاب شده ای مسائل عمیقا شخصی خود را در میان می گذارد؟

این افشای جزئیات خصوصی درمورد زندگی خود – مثل احساسات، تفکرات، خاطرات و دیگر موارد اینچنینی – خودافشایی یا خود-افشاگری نام دارد.

می توان ادعا کرد که هرگونه ارتباط کلامی یا غیرکلامی، چیزی درمورد خودمان برای دیگران افشا می کند.

لباس‌هایی که می پوشیم، یک خنده، و نحوه رانندگی ما، می توانند نکته هایی درمورد شخصیت یا گذشته ما برملا کنند، اما این موارد لزوما خودافشایی نیستند.

خودافشایی یک نوع افشای هدفمندِ اطلاعات شخصی به فردی دیگر است.

اگر من بطور هدفمند لباس تیم مورد علاقه‌ام را بر تن کنم تا وفاداری خودم به یک دوست جدید را نشان دهم، در آنصورت این نوع لباس پوشیدن یک نوع خودافشایی خواهد بود.

همیشه نیاز نیست که خودافشایی عمیق صورت بگیرد تا بتواند مفید یا معنادار باشد. خودافشایی تصنعی، که اغلب به شکل "صحبت‌های کوچک" انجام می شود، یک نکته کلیدی در شروع روابط است که بعد از آن افراد به سوی سطوح شخصی‌تر و خصوصی‌تر خودافشایی پیش می روند.

گفتن رشته یا زادگاهتان به یک همکلاسی در طول هفته اول دانشگاه، خطر نسبتا کمی دارد اما می تواند باعث آغاز یک دوستی شود که فراتر از کلاس تداوم پیدا می کند.

اگر تمایل دارید که سریعا اطلاعات زیادی را با دیگران در میان بگذارید، در آن صورت سطح بالایی از خودافشایی دارید. اگر درمورد این چیزها بیشتر محافظه کار هستید، در آنصورت خودافشایی کمی دارید.

اما این خودافشایی چیزی بیش از این است که چقدر تمایل دارید درمورد خودتان به دیگران بگویید؛ خودافشایی همچنین دربردارنده یک پایة اساسی برای صمیمیت بوده و قطعا برای انواع روابط اجتماعی حیاتی است.

 

بده بستان دوطرفه

ایجاد یک ارتباط صمیمانه موفق نیازمند یک بده بستان متقابل بین دو نفر است.

ممکن است خودافشایی در مراحل اولیة یک ارتباط جدید محدودتر باشد، اما یک دلیل برای اینکه افراد به همدیگر نزدیک‌تر شده و درگیری عمیق‌تری با هم پیدا می کنند این است که آنها بطور پیشرونده برای در میان گذاشتن مسائل خصوصی به دوست خود بازتر و متمایل تر می شوند.

برای اینکه یک ارتباط عمیق و حاکی از اعتماد تشکیل شود، وجود میزانی از خودافشایی الزامی است و هرچه یک رابطه صمیمی تر باشد، این خودافشایی نیز بیشتر خواهد بود.

گاهی خودافشایی خوب پیش می رود – می تواند به روابط نزدیک تر و درک متقابل بهتری با افرادی که بطور روزمره با آنها تماس دارید منجر شود. اما گاهی این خودافشایی های شخصی بصورتی که برنامه داشتیم پیش نمی‌روند.

آیا تا به حال درطول یک مصاحبه استخدامی بیش از حد درمورد خودتان صحبت کرده اید؟ یا آیا چیزی خیلی خصوصی را در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته اید؟

گاهی خودافشایی نامناسب یا بدموقع می تواند به خجالت زدگی منجر شده و حتی می تواند به روابط صدمه بزند.

خودافشایی موفق به انواع عوامل بستگی دارد، ازجمله به نوع رابطه ای که افراد دارند، محیطی که این اطلاعات در آن به اشتراک گذاشته می شوند، و سطح صمیمیت کنونی با افراد درگیر در رابطه.

هرچه روابط نزدیک‌تر می‌شوند، خودافشایی نیز بیشتر می‌شود

پس، افراد چطور تعیین می کنند که چه چیزهایی را چه موقع درمورد خود افشا کنند؟

برطبق نظریه نفوذ اجتماعی (Social Penetration Theory)، فرایند شناختِ یک شخص دیگر مستلزمِ یک نوع افشای دوطرفة اطلاعات شخصی است. این خودافشایی دوطرفه بر نحوه رشد رابطه تاثیر می گذارد؛ ازجمله اینکه رابطه چقدر سریع شکل می گیرد و رابطه چقدر نزدیک می شود.

در مراحل اولیه یک تعامل یا ارتباط، افراد تمایل دارند که درمورد اینکه چقدر برای دیگران خودافشایی می کنند محتاط باشند.

چه در مراحل اولیة یک دوستی، یک شراکت کاری، و یا در آغاز یک رابطه عاشقانه باشید، احتمالا درمورد به اشتراک گذاشتن احساسات، امیدها، تفکرات، رویاها، ترس ها، و خاطرات خود محتاط تر خواهید بود.

با نزدیک‌تر شدن رابطه، و با افشای بیشتر و بیشتر خود برای شخص دیگرف سطح خودافشایی شما نیز بیشتر خواهد شد.

وقتی فرد دیگر برای خودافشایی پیشقدم می شود، افراد بیشتر تمایل به خودافشایی پیدا می کنند

وقتی کسی چیزی عمیقا شخصی را به شما می گوید، آیا شما نیز احساس می کنید که باید جزئیات مشابهی درمورد زندگی خود با او در میان بگذارید؟ این همان چیزی است که به آن قاعدة عمل متقابل (reciprocity) می گویند و باعث می‌شود ما احساس فشار کنیم که با افرادی که چیزی درمورد زندگی و احساسات خود برای ما آشکار کرده اند، چیزهای مشابهی را در میان بگذاریم.

اگر کسی به شما بگوید که پس از خواندن یک کتاب چه احساسی به او دست داده است، بعد از آن شما نیز احتمالا احساس می کنید که نیاز دارید جبران کرده و بگویید آن کتاب چه احساسی به شما داده است.

اگر کسی یک تجربه دردناک را درمورد گذشته نزدیک خود با شما در میان بگذارد، در آنصورت ممکن است شما نیاز احساس نیاز کنید که یک مشکل مشابه که در زندگی به آن برخورده اید را برای او تعریف کنید.

چرا در چنین شرایطی احساس نیاز می کنیم که عمل متقابل انجام دهیم؟

وقتی کسی چیزی صمیمی و خصوصی را با ما درمیان می گذارد، این کار او باعث ایجاد یک نوع عدم تعادل می شود. ناگهان شما چیزهای زیادی درمورد این شخص می فهمید، اما او به همان اندازه درمورد شما نمی داند. برای اینکه این نابرابری ادراک شده را خنثی کنید، ممکن است شما نیز تصمیم بگیرید چیزی را با او درمیان بگذارید که کمک می کند سطح اطلاعات افشا شده بین شما و فرد دیگر به توازن برسد.

عواملی که می توانند بر خودافشایی تاثیر بگذارند

پژوهشگران یافته اند که چند عامل مختلف می توانند بر خودافشایی تاثیر بگذارند. شخصیت کلی می تواند نقش مهمی داشته باشد.

افرادی که ذاتا برون گرا هستند و تشکیل رابطه با دیگران برایشان راحت تر است، بیش از دیگران در مراحل اولیه یک رابطه خودافشایی می کنند.

افرادی که ذاتا درون گرا یا محتاط هستند، دیرتر دیگران را می شناسند، که این امر اغلب تحت تاثیر تمایل آنها به عقب نشینی و افشا نکردن مسائل مربوط به خودشان است. این افراد معمولا تنها برای افرادی خودافشایی می کنند که به خوبی می شناسند، اما عدم خودافشایی آنها اغلب باعث می شود که شناختن آنها برای دیگران سخت تر باشد.

خلق و خو یک عامل دیگر است که می تواند بر تصمیم افراد درمورد اینکه چه مقدار اطلاعات شخصی را با دیگران در میان بگذارند، تاثیر بگذارد.

پژوهشگران یافته اند که افرادی که در خلق و خوی خوبی قرار دارند، بیشتر از آنهایی که خلق و خویشان بد است خودافشایی می کنند.

چرا؟

چون داشتن خلق و خوی خوب باعث می شود افراد خوشبین تر و مطمئن تر شوند، درحالیکه خلق و خوی بد باعث می شود افراد احساس احتیاط و محدودیت بیشتری کنند.

افراد تنها نیز نسبت به افرادی که تنها نیستند، کمتر خودافشایی می کنند. متاسفانه این عدم خودافشایی باعث می شود شناختن آنهایی که از تنهایی رنج می برند برای دیگران سخت تر شود، که درنتیجه همین امر احساسات انزوای فرد را تشدید خواهد کرد.

پژوهشگران همچنین یافته اند که گاهی شرایطی که در آن افراد احساس اضطراب یا ترس از چیزی دارند باعث می شود میزان خودافشایی در افراد بیشتر شود؛ اغلب بعنوان راهی برای دریافت حمایت و تسکین دادن این ترس ها.

اینکه ما چطور خودمان را با دیگران مقایسه می کنیم نیز می تواند بر میزان خودافشایی ما تاثیر بگذارد.

برطبق فرایند مقایسه اجتماعی، افراد تمایل دارند که بر این اساس خودشان را مورد قضاوت قرار دهند که چقدر درمقایسه با دیگران شایستگی دارند. اگر احساس می کنید که به اندازه دیگران خوب هستید، در آنصورت بیشتر تمایل دارید که مهارتها، دانش، توانایی ها و استعدادهای خود را افشا کنید. اگر احساس می کنید که دیگران در این حیطه‌ها از شما برتر هستند، درآنصورت کمتر تمایل پیدا می کنید که این جنبه های خود را برای آنها آشکار کنید.

پژوهشگران همچنین کشف کرده اند که نگرانی درمورد خودافشایی یکی از رایج ترین دلایل برای این است که افراد در حین نیاز به دنبال درمان نمی روند.

روشن است که درمان نیازمند میزان زیادی خودافشایی است، و مراجعینِ درمان اغلب نیاز دارند که مقداری از خصوصی ترین و ناراحت کننده ترین جزئیات مربوط به خودشان را با درمانگر در میان بگذارند. برای آنهایی که خودافشایی برایشان راحت نیست، این می تواند یک تکلیف دلهره‌آور باشد که باعث می شود در مواقعی که واقعا به کمک نیاز دارند، به سمت دریافت آن نروند.

خودافشایی فرایند ارتباطی بسیار پیچیده است که تاثیری قوی بر نحوه شکل گیری، پیشرفت و دوامِ روابط با دیگران می گذارند.

 

نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
در خبر نامه ما عضو شوید
برای اطلاع از آخرین مطالب و اخبار سایت کافیست ایمیل خود را ثبت کنید
     
.
درباره خود شکوفا

خودشکوفا با بهره مندی از اساتید، محققان و منابع علمی معتبر در تلاش است تا با ارائه بهترین و کاربردی ترین مطالب در قالب فیلم، پادکست، مقاله، سخنرانی، کارگاه اموزشی و غیره در زمینۀ مهارت های ارتباطی، یادگیری، آموزشی، و تربیتی به همه کمک کند تا ابراز وجود موثری در جامعۀ خود داشته باشند.

telegram instagram aparat linkedin