گروه مقاله : مهارت های یادگیری
تاريخ انتشار : 1397/02/17 - 22:37
كد :136

نظریه سبک های یادگیری کلب

سبک های یادگیری کلب یکی از بهترین نظریه های شناخته شده و پرکاربرد در سبک یادگیری هستند

سبک های یادگیری کلب یکی از بهترین نظریه های شناخته شده و پرکاربرد در سبک یادگیری هستند. روانشناس دیوید کلب (David Colb) ابتدا نظریه سبک های یادگیری خود را در سال 1984 معرفی کرد. او اعتقاد داشت که سبک های یادگیری فردی ما به خاطر عوامل ژنتیکی، تجارب زندگی، و خواسته های محیط کنونی ما ظاهر می شوند. کلب بعلاوه توصیف چهار سبک یادگیری متفاوت، یک نظریه درمورد یادگیری تجربی و یک پرسشنامه سبک یادگیری نیز تدوین کرد.

در نظریه تجربی او، یادگیری بعنوان یک چرخۀ چهارمرحله ای در نظر گرفته می شود. اول، تجارب آنی و عینی بعنوان مبنایی برای مشاهده عمل می کنند. سپس، فرد درمورد این مشاهدات فکر می کند و شروع به ساخت یک نظریه عمومی درمورد معنای این اطلاعات می کند. در گام بعدی، یادگیرنده یک سری مفاهیم و تعمیم بندی های انتزاعی بر اساس فرضیه خود شکل می دهد. درنهایت، یادگیرنده کاربردهای این مفاهیم را در شرایط جدید می آزماید. پس از این گام، فرایند یک بار دیگر رو به عقب تا مرحله اول فرایند تجربی انجام می شود.

سبک های یادگیری توصیف شده توسط کلب مبتنی بر دو بعد اصلی هستند: فعال/تفکری و انتزاعی/عینی.

 

چهار سبک یادگیریِ دیوید کلب

سبک همگرا

توانایی غالبِ افراد دارای این سبک یادگیری در حیطه های مفهوم سازی انتزاعی و آزمایش فعال است. آنها در کاربرد عملی ایده ها بسیار مهارت دارند.

آنها بهترین عملکرد را در شرایطی دارند که تنها یک راه حل یا پاسخ خوب برای یک مسئله وجود داشته باشد.

سبک واگرا

توانایی های عمده افراد دارای سبک یادگیریِ جداکننده یا واگرا در حیطه های تجربه عینی و مشاهده تفکری قرار گرفته اند، که ضرورتا نقطه قوت هایی برعکس با افراد ترکیب گر یا همگرا دارند. افراد دارای این سبک یادگیری در دیدنِ "تصویر بزرگتر" و سازمان دهی تکه های کوچک تر اطلاعات بصورت یک کلِ معنادار مهارت دارند.

افراد واگرا افرادی هیجانی و خلاق هستند و از بارش مغزی برای رسیدن به ایده های جدید لذت می برند. هنرمندان، موسیقی دانان، مشاوران، و افرادی که علاقه زیاد به هنرهای زیبا، علوم انسانی و هنرهای لیبرال دارای این سبک یادگیری هستند.

سبک جذب کننده (تحلیلی)

افراد دارای سبک یادگیری جذب کننده در حیطه های مفهوم سازی انتزاعی و مشاهده تفکری مهارت دارند. درک و خلق مدلهای نظری یکی از بهترین نقاط قوت آنهاست. آنها بیشتر به ایده های انتزاعی علاقه دارند تا کاربردی، اما خیلی به کاربرد عملی نظریه ها فکر نمی کنند. افرادی که در ریاضی و علوم پایه کار می کنند بیشتر این نوع سبک یادگیری را دارند. افراد جذب کننده همچنین از کارهایی که به برنامه ریزی و پژوهش مربوط می شوند لذت می برند.

سبک تطبیق دهنده

افراد دارای این سبک یادگیری در تجربه عینی و آزمایش فعال خیلی قوی هستند. این سبک اساس برعکس سبک جذب کننده است. افراد تطبیق دهنده افرادی عمل گرا هستند؛ آنها از انجام آزمایشات و انجام برنامه ها در دنیای واقعی لذت می برند. در بین هر چهار سبک یادگیری، افراد تطبیق دهنده بیش از همه ریسک پذیر هستند. آنها در فکر کردن بصورت خودجوش و تغییر همزمان برنامه های خود در پاسخ به اطلاعات جدید مهارت دارند.

هنگام حل مسائل، آنها معمولا از رویکرد آزمون و خطا استفاده می کنند. افراد دارای این سبک یادگیری اغلب در رشته های فنی یا در شغل های عمل-محور مانند فروش و بازاریابی کار می کنند.

شباهت با نظریه شخصیت یونگ

کلب بیان کرده است که نظریه او بسطی بر نظریه شخصیت کارل یونگ است، که مبتنی بر این است که افراد ترجیح می دهند چطور با جهان تعامل برقرار کرده و با آن سازگار شوند. ابعاد یادگیری کلب وجه اشتراک های زیادی با ابعاد یافت شده در آزمون شخصیت مایرز-بریگز (MBTI) دارند. سبک های یادگیری یونگ نیز مبتنی بر تیپ هایی هستند که در آزمون MBTI شناسایی شده اند.

آزمون شخصیت مایرز-بریگز یک پرسشنامه شخصیت مبتنی بر کارهای یونگ است که در چهار بعد اصلی به شخصیت می نگرد. بعدِ برون گرایی/درون گرایی در آزمون شخصیت مایرز-بریگز شباهت بسیاری با بعد فعال/تفکری مطرح شده توسط کلب دارد. افرادی که برون گرایی و تجربه فعال بالایی دارند، افرادی عملگرا هستند، درحالیکه افرادی که درون گرایی و مشاهده تفکری بالایی دارند افراد نظاره گر هستند. بُعد احساسی/تفکری موجود در آزمون شخصیت مایرز-بریگز نیز شباهت بسیار با بعد عینی/انتزاعی مطرح شده توسط کلب دارد. افرادی که احساسات و تجربه عینی بالایی دارند تمایل دارند که تمرکز بیشتری برروی اینجا و اکنون داشته باشند، درحالیکه آنهایی که در حیطه های تفکر و مفهوم سازی انتزاعی نمره بالا می گیرند ترجیح می دهند که برروی مفاهیم نظری تمرکز کنند.

حمایت ها و انتقادهای مطرح شده برای سبک های یادگیری کلب

در یک پیمایش برروی دانشجویان، کلب و گولدمن یافتند که بین سبک های یادگیری دانشجویان و رشته تحصیلی انتخابی آنها ارتباط وجود دارد. دانشجویانی که برنامه داشتند در رشته انتخابی خود فارغ التحصیل شوند، سبک های یادگیری داشتند که ارتباط زیادی با حیطه های علاقه یشان داشتند. بعنوان مثال، دانشجویانی که وارد رشته های مدیریت می شدند، بیشتر سبک تطبیق دهنده داشتند، درحالیکه آنهایی که وارد رشته ریاضیات می شدند بیشتر از رویکرد جذب کننده یا تحلیلی بهره می بردند. نتایج همچنین نشان داد که دانشجویانی که یک رشته همسو با سبک یادگیری خود در پیش می گرفتند، نسبت به دانشجویانی که رشته هایشان مطابق با ترجیحات یادگیری آنها نبود، تعهد بیشتری نسبت به رشته خود نشان می دادند.

 

نظرات بينندگان
غیر قابل انتشار : 0
در انتظار بررسی: 0
انتشار یافته : 1
نورزاد
|
1399/07/14 - 16:25
0
0
سوال کنید و مهارت مرا دریابید
نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
در خبر نامه ما عضو شوید
برای اطلاع از آخرین مطالب و اخبار سایت کافیست ایمیل خود را ثبت کنید
     
.
درباره خود شکوفا

خودشکوفا با بهره مندی از اساتید، محققان و منابع علمی معتبر در تلاش است تا با ارائه بهترین و کاربردی ترین مطالب در قالب فیلم، پادکست، مقاله، سخنرانی، کارگاه اموزشی و غیره در زمینۀ مهارت های ارتباطی، یادگیری، آموزشی، و تربیتی به همه کمک کند تا ابراز وجود موثری در جامعۀ خود داشته باشند.

telegram instagram aparat linkedin

تمام حقوق این سایت متعلق به گروه علمی و آموزشی خودشکوفا است