گروه مقاله : مهارت های ارتباطی
تاريخ انتشار : 1399/03/16
كد :401

راهبردهای تبلیغاتی و ذهن نیمه هشیار

تبلیغ کنندگان در سرتاسر جهان با بررسی و مطالعه این نظریه دریافتند که افراد معمولا برای خریدن، زمان زیادی صرف تفکر دربارۀ آن نمی کنند.

شرکت ها و ابزارهای تبلیغاتی با ذهن و احساس شما بازی می کنند. در این مقاله یاد بگیرید چگونه در دام راهبردهای تبلیغاتی متعدد آنها قرار نگیرید.

شرکت ها، کارخانه ها، موسسات و همه مراکز تولید خدمات و کالاها برای تشویق ما جهت خرید مداوم، ما را در معرض بمباران تبلیغاتی قرار می دهند. و زمان تماش تلویزیون شاید هر 15- 20 دقیقه شاهد تیزرها و برنامه های تبلیغاتی هستیم. و البته در خیابان ها، متروها، اینترنت و دنیای مجازی و هر جای دیگری شاهد آن ها هستیم.

اما هنوز بسیاری از افراد درکی از تاثیرات راهبردهای تبلیغاتی روی ناخودآگاه ندارند.

یکی از جالب ترین قوانین که بازاریابی بر اساس آن پایه ریزی شده این است که افراد بدون اینکه بطور واقعی فکر کنند و از خودشان بپرسند چرا خرید می کنند دست به این کار می زنند.

تحقیقات نشان می دهد بسیاری از محصولاتی که می خریم نتیجۀ تصیمیات تکانشی و لحظه ای ما است. به عبارت دیگر، به ندرت بطور اگاهانه روی خرید کالا یا خدماتی تفکر می کنیم.

تمرکز اصلی اغلب شرکت ها در تبلیغات برانگیختن گرایش ها و تمایلات مان است.

بخاطر همین در این مقاله، درباره متداولترین راهبردهای تبلیغاتی صحبت خواهیم کرد. و این به شما در کشف و درک اثرات راهبردهای تبلیغاتی روی ناخودگاه کمک می کند.

چرا راهبردهای تبلیغاتی روی ناخودآگاه ما تمرکز می کند؟

یکی از مهم ترین اکتشافات در روانشناسی اجتماعی الگوی احتمال ارزیابی (elaboration likelihood) در زمینۀ متقاعد کنندگی است.

بر اساس این نظریه و بر اساس شواهد فراوان، افراد می توانند به دو روش متقاعد شوند. در یک روش متقاعد شدن بر اساس عقلانیت و منطق پیام است، در حالی که در روش دیگر متقاعد شدن بر اساس هیجانات است.

چه چیزی باعث می شود شما یکی از راه های فوق را انتخاب می کنید؟

مشخصا، این انتخاب به منابع ذهنی و اطلاعاتی که از آن موضوع دارید بستگی دارد.

اگر شرکت ها متوجه شوند که مخاطبان دربارۀ کالا یا خدمتی بررسی و تفکر می کنند، تلاش ها می کنند تا با استدلال ها و دلایل منطقی آنها را متقاعد کنند. ولی اگر شما نخواهید و یا نتوانید فکر کنید در این صورت هیجانات شما تعیین کننده انتخاب شما هستند.

تبلیغ کنندگان در سرتاسر جهان با بررسی و مطالعه این نظریه دریافتند که افراد معمولا برای خریدن، زمان زیادی صرف تفکر دربارۀ آن نمی کنند. برای مثال اگر بخواهند یک ماشین ظرفشویی بخرید دنبال فهرستی از مخالفان و یا موافقان این محصول نمی روند. بلکه مورد یا برندی که در همان ابتدا توجه شان را جلب کند را انتخاب می کنند؛ و این انتخاب بر اساس جنبه های کم اهمیت تر مانند رنگ یا ظاهر است.

بخاطر همین، برای دهه ها شرکت ها تصمیم گرفتند که تبلیغات شان را روی ذهن نیمه هشیار متمرکز کنند. اگر آنها بتوانند هیجانات خاصی را در شما برانگیزانند، مطمئن خواهند شد که سطح فروش شان افزایش خواهد یافت. آنها بدون توجه به کیفیت واقعی محصول، به این هدف دست خواهند یافت.

راهبردهای متداول تبلیغاتی که برای فروش از هیجانات تان استفاده می کنند

تقریبا همه شرکت ها برخلاف مصرف کنندگان از این موضوع مطلع هستن که هیجانات مان روی خریدهای مان تاثیر دارد. بخاطر همین بیشتر تبلیغ ها ویژگی های مشترکی برای بهره گیری از این واقعیت دارند. در این جا به دو تا از متداولترین راهبردها اشاره می کنیم:

تداعی محصول با محرک های خوشایند یا مطلوب شما

آیا تا به حال فکر کرده اید که چرا تبلیغات دربرگیرندۀ تعداد زیادی از افراد خوشحال است؟ همانطور که تحقیقات نشان داد، پاسخ ساده است: عنصر شادی بیشتر از مطالب رسمی یا خنثی می فروشد.

اگر شما دربارۀ تبلیغاتی که اطراف تان است تامل کنید، متوجه خواهید شد که بطور کلی اطلاعات کمی روی محصولات است. وقتی ما شهرت یک ماشین را می بینیم، دیگر صحبت کردن دربارۀ قدرتش، ویژگی های فنی، یا کیفیت قطعاتش مرسوم نیست و یا حداقل در اولویت نخواهد بود.

در عوض روی تجربه رانندگی، جایگاه اجتماعی ای که به شما خواهد داد، و اینکه چقدر هنگام رانندگی با آن خوشحال هستید تمرکز دارید.

در زمان بعدی که تبلیغی را می بینید، از خودتان بپرسید: فروشند از از کدام حالت هیجانی می خواهد برای تداعی با محصولش استفاده کند؟ اگر متوجه آن شوید، یک گام به کنترل تاثیر تبلیغ روی ذهن نیمه هشیارتان نزدیک می شوید.

انحصاریت

یکی از مهمترین اصول متقاعدسازی دسترسی محدود یا انحصاریت است. بر اساس این اصل، اگر شما فکر کنید چیزی بسیار محدود است، یا پیدا کردن آن سخت است، شما تمایل بیشتری برای گرفتن یا خریدن آن پیدا می کنید. این امر برای همه ما و در زمینه های مختلف مانند کالاها، افراد، شغل ها، یا تجربیات رخ می دهد.

تبلیغ کنندگان بخوبی از قدرت انحصاریت و تاثیرشان روی ذهن مان آگاه هستند. بنابراین، یکی از متداولترین راهبردهای تبلیغاتی این است که نشان دهند محصول مورد نظر شما بسیار خاص و منحصر بفرد است. و در نتیجه این حس در شما ایجاد می شود که در حال خریدن چیز ارزشمندی هستید و یا خرید بسیار خوبی را انجام دادید.

شاید بهترین مثال از مورد استفاده قرار گرفتن این روش، کمپین "متفاوت فکر کنید" اپل باشد. این شرکت محصولاتش را بطور بسیار خاص به مخاطبانش معرفی کرد و روی جنبه منحصر بفرد بودن آنها تمرکز کرد؛ و بخاطر همین امروزه میلیون ها نفر یک آیفون دارند.

با هشیاری بیشتری فکر کنید

البته دو اصل بیان شده تنها اثرات بازاریابی روی ذهن مان نیست. اگرچه این دو متداولترین هستند.

برای نیفتادن در دام تبلیغات، تنها راحل تفکر آگاهانه دربارۀ آنچه قصد خرید آن را دارید هست. اگر به اطلاعات منطقی و عقلانی و نه هیجانات توجه کنید، می توانید بسیاری از اثرات تبلیغی روی ذهن نیمه هشیارتان را کاهش دهید.

 

مقالۀ مرتبط: 

سه نوع ذهن: شما دارای کدام نوع هستید؟

 

نظرات كاربران :
نام :
ايميل :
متن نظر : * 
 
متن بالا را وارد نماييد* 
 
در خبر نامه ما عضو شوید
برای اطلاع از آخرین مطالب و اخبار سایت کافیست ایمیل خود را ثبت کنید
     
.
درباره خود شکوفا

خودشکوفا با بهره مندی از اساتید، محققان و منابع علمی معتبر در تلاش است تا با ارائه بهترین و کاربردی ترین مطالب در قالب فیلم، پادکست، مقاله، سخنرانی، کارگاه اموزشی و غیره در زمینۀ مهارت های ارتباطی، یادگیری، آموزشی، و تربیتی به همه کمک کند تا ابراز وجود موثری در جامعۀ خود داشته باشند.

telegram instagram aparat linkedin